محمد دريايى
131
دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )
شهد به پرواز در مىآيد و ديگر ، مسايلى كه در كندو مىگذرد به او مربوط نمىشود . زنبورى كه عسل او را تحويل گرفته بود ، به نوبهى خود آن را مجددا روى زبان يكى ديگر از كارگران مىريزد . اين زنبور هم همين كار را با ديگرى مىكند و همينطور الى آخر . اين گردش شهد از يك زنبور به زنبور ديگر ، كه نشانهاى از يك همكارى اجتماعى بسيار جالب در ميان آنهاست ، به تدريج همراه با كاهش آب شهد ، آن را غليظ مىسازد . به تدريج كه قند شهد قوام پيدا مىكند ، شهد به عسل تبديل مىشود . در اينجا توضيحى در مورد تطابق لولهى گوارشى زنبور براى تغليظ شهد مىدهيم . به دنبال دهان زنبور ، مرى قرار دارد كه بر خلاف دستگاه گوارش انسان ، مستقيما به معده نمىرود بلكه به محفظهاى وارد مىشود كه كيسهى عسل ناميده مىشود و در انتها توسط يك دهانهى كوچك بسته شده است . اين دهانه مانند يك سوپاپ ، عبور مواد موجود در كيسهى عسل را به سمت معده كنترل مىكند . بنابراين ، زنبور مىتواند با ميل و ارادهى خود شيره را در مسير دهان به كيسهى عسل به حركت درآورد به صورتىكه معدهى او خارج از اين مسير قرار بگيرد . ولى در جريان اين جذبها و دفعهاى متوالى كه باعث تغليظ شهد مىشود ، يك جريان تبديلى نيز انجام مىگيرد كه بدون آن ، عسلى وجود نخواهد داشت بلكه تنها بخش مهمى از آب شهد گرفته خواهد شد . ج ) تبديل شهد در جريان تغليظ ، زنبورها مقدارى از ترشحات غدد بزاقى خود را با شهد مخلوط مىسازند . اين ترشحات ، سرشار از عناصر تخميركننده و دياستازهايى هستند كه پلىساكاريدهاى شهد را به قندهاى ساده يعنى فروكتوز و گلوكز تبديل مىكنند . مهمترين اين دياستازها « انورتاز » نام دارد . به اين ترتيب ، توليد نهايى ( اگر بخواهيم از اصطلاحات « صنعتى » استفاده كنيم ) كه از كارخانهى زنبورها بيرون مىآيد ، مىتواند به سرعت توسط بدن شخصى كه آن را مصرف مىكند جذب شود . در واقع ، زنبور به ما عسلى از پيش هضم شده هديه مىكند . پس از انجام اعمال تغليظ و تبديل شهد به عسل ، اين ماده در حفرههاى كندو قرار داده شده و در آنها خالص مىشود و شكل نهايى را به خود مىگيرد . در اين مرحله ، عسل